با تو

چه زيباست آسمان ، آنگاه كه تو نبض طلوعي و نور از چشمان تو صبح را براي شب زدگانِ تاريك، به ارمغان مي آورد

چه بي همتاست پرواز ،آنگاه كه تو بالهايت را با زمينيان قسمت مي كني

و چه بي كران عزتي است در اوج ماندن و در اوج مُردن!آنگاه كه تو از خويش هديه مي كني بي چشمداشت

چه با تو فردا روشن است!و چه زيبا مي نمايد دشتزار ،آنگاه كه تو در رقص و سماع گلها به چشم مي آيي

چه با تو تنها نيستم!آنگاه كه تو در لابه لاي فصلهايي!آنگاه كه تو روياي جوانيم را ابدي مي كني

/ 0 نظر / 3 بازدید