تا تو با منی

چه بی تابانه می خواهمت ای دوریت آزمون تلخ زنده به گوری

تا تو با منی زمانه با من است
بخت و کام جاودانه با من است
 
تو بهار دلکشی و من چو باغ
شور و شوق صد جوانه با من است
 
یاد دلنشینت ای امید جان
هر کجا روم  روانه با من است
 
ناز نوشخند صبح اگر توراست
شور گریه شبانه با من است
 
برگ عیش و جام و چنگ اگر چه نیست
رقص مستی و تــــــــرانــــــه با من است
 
گفتمش مراد من به خنده گفت
لابه از تو و بهانه با من است
 
گفتمش من آن سمند سرکشم
خنده زد که تازیانه با من است
 
هر کسش گرفته دامن نیاز
ناز چشمش این میانه با من است
 
خواب نازت ای پری ز سر پرید
شب خوشت که شب فسانه با من است

  
; ساعت ٩:۱٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ تیر ۱۳۸٦