سکوت تماشا

چه بی تابانه می خواهمت ای دوریت آزمون تلخ زنده به گوری

نگفتی بمان

وگرنه من آدم رفتن نبودم

همانجا که دستانم را از میان دستانت ربودم

اعتراض نکردی

و من حس کردم بودنم زاید بوده که هیچ نگفتی

و من رفتم

و تو رفتنم را در سکوت تماشا کردی

این سکوت تو مرا شکست

  
; ساعت ٢:٢٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۸ آبان ۱۳٩۱