چه بی تابانه می خواهمت ای دوریت آزمون تلخ زنده به گوری

وارد زندگیت می‌‌شوند

برایِ شب‌هات قصّه
برای قصه‌ها شهرزاد می‌‌شوند
جزئی از لحظه ها
دلیلِ خنده ها
شریکِ بغض‌های تو می‌‌شوند

بعد یک روز صبح

به طرزِ وحشتناکی کشف میکنی‌
که دیگر هیچ جا نیستند

جز در شعر‌های تو

شعر هایی‌ که به طرز غمگینی
هیچکس نمی‌‌خواند ...
جز خودت

(بیهوده‌ترین انتظاری که از آشنایی‌هایِ عقیم مانده ی امروزه می‌‌توان داشت ،
به ثمر رسیدنِ یک رابطه است )

نیکی‌ فیروزکوهی

  
; ساعت ۱٢:٥٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٥ اسفند ۱۳٩٠